جمال الدين محمد الخوانساري

518

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

شده ، يعنى نعمتها كه بيايد شما را در بند كشيد ونگاهداريد آنها را بشكر كردن كه سبب بقاى آنهاست كه اگر شكر نكنيد بگريزد از شما وبسا باشد كه ديگر بر نگردد ، زيرا كه چنين نيست كه هر گريختهء بر گردد . 6817 قوام الشّريعة الامر بالمعروف ، والنّهى عن المنكر ، وإقامة - الحدود . بر پاى دارندهء شريعت يعنى دين امر كردن بمعروف است ، ونهى كردن از منكر ، وبر پاى داشتن حدود ، يعنى حدّها كه از براي گناهان مقرّر شده . 6818 قوام الدّنيا بأربع ، عالم « 1 » يعمل بعلمه ، وجاهل لا يستنكف ان يتعلّم ، وغنىّ يجود بماله على الفقراء ، وفقير لا يبيع آخرته بدنياه ، فإذا لم يعمل العالم بعلمه استنكف الجاهل ان يتعلّم ، وإذا بخل الغنىّ بماله باع الفقير آخرته بدنياه . نظام دنيا بچهار چيزست ، عالمي كه عمل كند بعلم خود ، وجاهلي كه ننگ نداشته باشد از اين كه بياموزد ، وتوانگرى كه بخشش كند بمال خود بر درويشان ، ودرويشى كه نفروشد آخرت خود را بدنياي خود ، پس هر گاه عمل نكند عالم بعلم خود ننگ ميكند جاهل از اين كه بياموزد ، وهر گاه بخيلى كند توانگر بمال خود ، مىفروشد درويش آخرت خود را بدنياي خود . مراد بأوّل كلام اينست كه انتظام أحوال دنيا بر وجهي كه حق تعالى صلاح آنرا در آن دانسته بچهار صنف است وبعد از آنكه آنها را شمرده‌اند اشاره فرموده‌اند كه اگر صنف اوّل اخلال كنند به آن چه بايد بكنند باين كه عمل نكنند بعلم خود باعث اختلال صنف دوّم نيز مىشود زيرا كه هر گاه جاهل ببيند كه عالم عمل بعلم خود نمىكند علم در نظر أو خوار مىشود وننگ

--> ( 1 ) در هر يك از « عالم » و « جاهل » و « غنى » و « فقير » جرّ ورفع هر دو جايزست جرّ بنا بر بدليت ورفع بنا بر قطع ، واگر « أخص » وأعنى » تقدير كنيم نصب نيز روا خواهد بود ليكن چون ورود خبر باين صورت است رسم الخط آبى از اين تقدير است .